غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ای در آتش از گل روی تو نعل لاله‌ها

ماه رخسار ترا از حلقه خط هاله‌ها

۲

من که صد خونین جگر را داغ می‌دادم به طرح

می‌کنم دریوزه داغ این زمان از لاله‌ها

۳

ناله سوزان اگر از دل چنین آید به لب

پرده فانوس گردد، پرده تبخاله‌ها

۴

ای که محو چشم خوبان گشته‌ای، ایمن مباش

کاین بلاهای سیه دارد عجب دنباله‌ها

۵

کاروان اشک ما را آتشی در کار نیست

آتش این کاروان است آتشین‌پرگاله‌ها

۶

جمع برگردد، پریشان گر رود تیر از کمان

می‌رسد یک جا به دل فیض پریشان ناله‌ها

۷

صحبت نیکان بود اکسیر ناقص‌طینتان

می‌شود یاقوت در پیمانه گل، ژاله‌ها

۸

مهر خاموشی شود گل بر دهان بلبلان

هرکجا صائب شود آغاز، خونین ناله‌ها

بازگشت به سروده‌های صائب