ای ره خوابیده را از نقش پایت بالها
از خرامت عالم آسوده را زلزالها
این شعر به توصیف حالتی از ناامیدی و ناپایداری زندگی میپردازد. شاعر به تصویر کشیدن ناپایداری آمال و آرزوهای جوانی در برابر پیری میپردازد و تأثیرات تلخ زندگی را به نمایش میگذارد. او اشاره میکند که در جهانی پر از حیرت، مفاهیم محو و ثابت یکی هستند و انسانها با مشکلات و ناکامیها دست و پنجه نرم میکنند. تشنگی و گرسنگی در کلماتش موج میزند و از ظلم و نابرابری صحبت میکند، بهویژه درباره بیگناهان که در اوضاع دشوار مورد ظلم قرار میگیرند. در نهایت، شاعر از کمبود امنیت و آرامش در زندگی شکایت میکند و به گوشهای امن و پناهی برای رهایی از بلوا و دردهای موجود اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای ره خوابیده را از نقش پایت بالها
از خرامت عالم آسوده را زلزالها
دل که از نقش تمنا در جوانی ساده بود
شد ز پیری عنکبوت رشته آمالها
محو و اثبات جهان در عالم حیرت یکی است
فارغ است آیینه از آمد شد تمثالها
نوش این محنتسرا را نیشها در چاشنی است
پرده ادبار باشد سربهسر اقبالها
آسمان میبالد از ناکامی ما خاکیان
میشوند از تشنگی سیراب این تبخالها
دشمن مرگ سبکروحند دنیادوستان
در گرانباری بود آسایش حمالها
ریزش این تنگچشمان تشنگی میآورد
وای بر کشتی که خواهد آب ازین غربالها
بیگناهان در غضب حد گنهکاران خورند
میزنند از خشم، شیران بر زمین دنبالها
گوشه امنی مگر صائب به فریادم رسد
خانه زنبور شد گوشم ز قیل و قالها