غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ای ره خوابیده را از نقش پایت بال‌ها

از خرامت عالم آسوده را زلزال‌ها

۲

دل که از نقش تمنا در جوانی ساده بود

شد ز پیری عنکبوت رشته آمال‌ها

۳

محو و اثبات جهان در عالم حیرت یکی است

فارغ است آیینه از آمد شد تمثال‌ها

۴

نوش این محنت‌سرا را نیش‌ها در چاشنی است

پرده ادبار باشد سربه‌سر اقبال‌ها

۵

آسمان می‌بالد از ناکامی ما خاکیان

می‌شوند از تشنگی سیراب این تبخال‌ها

۶

دشمن مرگ سبک‌روحند دنیادوستان

در گران‌باری بود آسایش حمال‌ها

۷

ریزش این تنگ‌چشمان تشنگی می‌آورد

وای بر کشتی که خواهد آب ازین غربال‌ها

۸

بی‌گناهان در غضب حد گنهکاران خورند

می‌زنند از خشم، شیران بر زمین دنبال‌ها

۹

گوشه امنی مگر صائب به فریادم رسد

خانه زنبور شد گوشم ز قیل و قال‌ها

بازگشت به سروده‌های صائب