گر به ظاهر چون لب پیمانه خاموشیم ما
از ته دل چون خم سربسته در جوشیم ما
این شعر به بیان احساسات عمیق و رمزآلود شاعر پرداخته و نشان میدهد که هرچند در ظاهری خاموش و آرام به نظر میرسند، در باطن شور و هیجان دارند. شاعر به تضاد میان ظاهر و باطن اشاره میکند و بیان میکند که حتی اگر در برقراری ارتباط دچار مشکل باشند، همچنان به دعا و راز و نیاز اهمیت میدهند. آنها همچنین به تأثیرات و ارتباطات طبیعی و جهانی خود اشاره میکنند و بیانگر این هستند که در نهایت وجودشان به هم پیوسته و متصل به دریا و زندگی است. در نهایت، منظور از خواب و خیال به عدم آگاهی و فراموشی اشاره دارد و نشان میدهد که ممکن است در دنیای بیرون غرق شده و از عمق وجود خود غافل باشند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر به ظاهر چون لب پیمانه خاموشیم ما
از ته دل چون خم سربسته در جوشیم ما
گر در آن محراب ابرو نیست ما را راه حرف
از دعاگویان آن صبح بناگوشیم ما
از نسیمی می شود بنیاد ما زیر و زبر
بحر هستی را حباب خانه بر دوشیم ما
رزق ما از شهد چون زنبور غیر از نیش نیست
ورنه این میخانه را صهبای سرجوشیم ما
از دل روشن رگ خواب جهان در دست ماست
گر به ظاهر همچو چشم یار مدهوشیم ما
نعل وارونی بود خمیازه آغوش ما
ورنه همچون موج با دریا هم آغوشیم ما
گرچه فانوس خیالیم این زمان صائب ز فکر
چشم تا بر هم زنی، خواب فراموشیم ما