یاد رخسار ترا در دل نهان داریم ما
در دل دوزخ بهشت جاودان داریم ما
این شعر بیانگر عشق و دلبستگی عمیق به معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویر و تشبیهات مختلف، احساسات خود را نسبت به معشوق و دنیای درونیاش به تصویر میکشد. او به زیبایی یادآوری میکند که عشق و آرزوهایش در دل جاودان است و گرچه در زندگی روزمره با مشکلات و چالشها مواجه است، اما همواره در جستجوی عشق و معنویت است. شاعر همچنین به تضادهایی که در زندگی وجود دارد، اشاره میکند و از آنها به عنوان نشانهای از وضعیت انسانی یاد میکند. بهطور کلی، این شعر نغمهای از جذبه، امید، و تلاشی برای برقراری ارتباط با عشق واقعی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یاد رخسار ترا در دل نهان داریم ما
در دل دوزخ بهشت جاودان داریم ما
در چنین راهی که مردان توشه از دل کرده اند
ساده لوحی بین که فکر آب و نان داریم ما
منزل ما همرکاب ماست هر جا می رویم
در سفرها طالع ریگ روان داریم ما
همچنان در قطع راه عشق کندی می کنیم
گرچه از سنگ ملامت صد فسان داریم ما
چیست خاک تیره تا باشد تماشاگاه ما؟
سیرها در خویشتن چون آسمان داریم ما
قسمت ماچون کمان از صید خود خمیازه ای است
هر چه داریم از برای دیگران داریم ما
در بهار ما خزان ها چون حنا پوشیده است
گرچه در ظاهر بهار بی خزان داریم ما
همت پیران دلیل ماست هر جا می رویم
قوت پرواز چون تیر از کمان داریم ما
گرچه میدانیم آخر سر به سر افسانهایم
پنبه ها در گوش از خواب گران داریم ما
نیست جان سخت ما از سختی دوران ملول
زندگانی چون هما از استخوان داریم ما
گرچه غیر از سایه ما را نیست دیگر میوهای
منت روی زمین بر باغبان داریم ما
گرچه صائب دست ما خالی است از نقد جهان
چون جرس آوازه ای در کاروان داریم ما