در نظر واکردنی گردید طی پرواز ما
چون شرر در نقطه انجام بود آغاز ما
در این شعر، شاعر از پروازی معنوی و روحانی صحبت میکند که درگاهی به شناخت عمیقتری از هستی است. او به تضاد بین ظاهر و باطن اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه رغم اینکه در دنیای مادی ممکن است محدودیتهایی وجود داشته باشد، روح انسان قادر به پرواز و جستجوی حقیقت است. شاعر بیان میکند که صدا و آواز او در دلها نفوذ میکند، حتی اگر در ظاهر به نظر نرسد. همچنین به قدرت و عظمت روحی خود اشاره کرده و نشان میدهد که فراتر از محدودیتهای دنیوی، وجود انسانی در جستجوی معانی عمیقتر و واقعیتر است. در نهایت، شاعر به تفسیر زیبایی و عمق معنایی که در این سفر روحانی به دست میآید، میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در نظر واکردنی گردید طی پرواز ما
چون شرر در نقطه انجام بود آغاز ما
آنچنان کز برگ گردد نکهت گل بیشتر
می شود بی پرده تر از پرده پوشی راز ما
از نظر بستن ز دنیا شد دل ما کامیاب
صید خود را بازیافت در پوشیده چشمی باز ما
گرچه شد دست فلک از گوشمال ما کبود
می تراود نغمه خارج همان از ساز ما
گرچه ما را هست در ظاهر پر و بالی چو تیر
هست در دست کمان سر رشته پرواز ما
ما میان معنی نازک به دست آورده ایم
بهله در دل داغ ها دارد ز دست انداز ما
تیغ کوه قاف پیش ما سپر انداخته است
کیست عنقا تا تواند گشت هم پرواز ما؟
گوش تا گوش زمین ز آوازه ما پر شده است
گرچه از آهستگی نشنیده کس آواز ما
گوش خلق افتاده سنگین، ورنه گلها می کنند
خرده خود را سپند شعله آواز ما
می گدازد پرتو خورشید تابان، دیده را
دست کوته دار ای روشنگر از پرداز ما
هر دلی کز بیضه فولاد سنگین تر بود
سینه کبک است پیش چنگل شهباز ما
دیگران از باده انگور اگر سرخوش شوند
هست صائب معنی رنگین، می شیراز ما