در گذر ای آسمان از وادی آزار ما
شیشه خود را مزن بر سنگ بی زنهار ما
این شعر از شاعر به توصیف وضعیت ناگواری میپردازد که بر زندگی انسانها حاکم است. شاعر به آسمان خطاب میکند و از آن میخواهد که به آزار و عذابهای انسانی توجه کند. او میگوید که با وجود ناتوانی، در مواقع ضروری میتوانند به طور قوی واکنش نشان دهند. همچنین به خوابآلودگی و بیتوجهی دیگران اشاره دارد و از خطرات بیداری و آگاهی میگوید. در نهایت، بر این نکته تأکید میکند که گاهی بیتوجهی به درد و رنج دیگران، موجب خوشحالی دشمنان میشود. این شعر به تضاد میان آرامش ظاهری و درد و رنج واقعی اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در گذر ای آسمان از وادی آزار ما
شیشه خود را مزن بر سنگ بی زنهار ما
ناتوانانیم، اما کار چون بر سر فتد
دود برمی آورد از مغز آتش خار ما
لشکر خواب گران را قطره آبی بس است
برحذر باش از شبیخون دل بیدار ما
نیست از مردی، رساندن خانه ما را به آب
عالمی آسوده اند از سایه دیوار ما
صائب از بالین ما دشمن چسان خوشدل رود؟
سنگ را در گریه آرد ناله بیمار ما