صبح بر خورشید می لرزد ز آه سرد ما
کوه می دزدد کمر در زیر بار درد ما
این شعر به احساسات عمیق انسانی و زیباییهای طبیعی اشاره دارد. شاعر در آغاز به تأثیر محبت و درد بر دنیای اطراف اشاره میکند و میگوید که حتی کوهها هم تحت تأثیر آن احساسات لرزیدهاند. او از نابسندگی و بیپایداری زندگی سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که میوههای خوشمزه و موفقیتها از ریشههای سستی ناشی نمیشوند. شاعر از پیروزی آزادیخواهان حتی در شکستها سخن میگوید و بر عزم و اراده قوی آنان تأکید میکند. همچنین به زیباییهای طبیعی و عواطف درونی اشاره میکند و آنها را با تصاویری مانند مژگان آتشبار و دامن صحرا ترکیب میکند. در نهایت، به یک غزل دیگر اشاره میشود که به معنای عشق و دوستی اشاره دارد و میگوید که پس از این، عشق و محبت از خاک برخواهد خواست. بهطور کلی این شعر ترکیبی از احساسات، زیبایی و عشق به طبیعت و زندگی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
صبح بر خورشید می لرزد ز آه سرد ما
کوه می دزدد کمر در زیر بار درد ما
از رگ خامی نباشد میوه ما ریشه دار
پختگی پیداست چون آتش ز رنگ زرد ما
فتح ما آزاد مردان در شکست خود بود
گو دل از ما جمع دارد دشمن نامرد ما
می شود مژگان آتشبار، هر خاری که هست
بر گلستان بگذرد گر آه غم پرورد ما
بازی ما گرچه اول خام می آید به چشم
در عقب دارد تماشاهای رنگین، نرد ما
دامن صحرا ز اشک آهوان شد لاله زار
روی در حی کرد تا مجنون صحراگرد ما
ناز پرورد خرام قامت رعنای اوست
برنمی خیزد به تعظیم قیامت، گرد ما
این جواب آن غزل صائب که طالب گفته است
بعد ازین از خاک، معشوقانه خیزد گرد ما