شوق دیدار تو می بخشد نظر آیینه را
می دهد در بیضه فولاد پر آیینه را
این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد و میتوان آن را به چند بخش اصلی تقسیم کرد: 1. **شوق و عشق**: شاعر از اشتیاق و شوق دیدار معشوق میگوید که بر آیینه تأثیر میگذارد و زیبایی او را بازتاب میدهد. 2. **محبت و زیبایی**: زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دل و دیدهی عاشق به تصویر کشیده شده است، بهطوریکه نگاه به او میتواند دلی را به وجد آورد. 3. **مشکل بودن تسخیر عشق**: شاعر اشاره میکند که تسخیر عشق و زیبایی معشوق دشوار است و برای دستیابی به آن، تلاش و صبر لازم است. 4. **تأثیر اشک و احساسات**: گریه و اندوه عاشق از عشق ناکام نیز در شعر به تصویر کشیده شده، و نشاندهنده عمیق بودن احساسات است. 5. **نقد جامعه**: شاعر به نگاه خودبین و کوتهنظر مردم اشاره میکند و تأکید میکند که واقعیات عمیقتری در وجود انسانها وجود دارد که کمتر به آن توجه میشود. در کل، شعر به زیبایی، احساس عشق و چالشهای مرتبط با آن میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شوق دیدار تو می بخشد نظر آیینه را
می دهد در بیضه فولاد پر آیینه را
جوهر آسوده را شوق تماشای رخت
خارخار عشق سازد در جگر آیینه را
پرتو خورشید را تسخیر کردن مشکل است
شوخی حسن تو دارد دربدر آیینه را
کی به فکر دیده حیران من خواهد فتاد؟
حسن محجوبی که افکند از نظر آیینه را
کشور حسن ترا در یک نفس تسخیر کرد
هست اقبال سکندر در نظر آیینه را
چرب نرمی را اگر طوطی شعار خود کند
همچو موم سبز می گیرد به بر آیینه را
یک نظر رخسار او را دید و مدتها گذشت
آب می گردد همان در چشم تر آیینه را
از قبول نقش خواهد ساده شد لوح دلش
گر چنین سازد جمالت بی خبر آیینه را
جلوه گاه دوست را دارند اهل دل عزیز
عاشق از رخسار می گیرد به زر آیینه را
زود می گردد مکدر خاطر روشندلان
بیم زنگارست از آب گهر آیینه را
کم نشد از گریه اندوهی که در دل داشتم
پاک نتوان کرد با دامان تر آیینه را
علم رسمی می گزد روشندلان را همچو مار
می خلد در دل ز جوهر نیشتر آیینه را
هیچ نعمت با دل روشن نمی گردد طرف
می دهد ترجیح، طوطی بر شکر آیینه را
کوته اندیشند صائب مردم خودبین دهر
ورنه صد تیغ است در زیر سپر آیینه را