غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

طی به ماهی سازد از کندی، ره یک روزه را

رشته بیرون آمده است از پای، ماه روزه را

۲

در مه شوال، دست از باده روشن مدار

صیقل سی روزه باید، ظلمت سی روزه را

۳

در خسیسان عیب ظاهر گردد اسباب طمع

می کند کوری مثنی، کاسه دریوزه را

۴

دل ز دنیا زودتر گردد جوانان را خنک

کهنگی از سردی آب است مانع کوزه را

۵

در غریبی زود میرد ناز پرورد وطن

شد نگین دان چار دیوار لحد فیروزه را

۶

سخت رویی با ملایم طینتان زیبنده نیست

در زمین نرم بیرون آور از پا موزه را

۷

دیده عاشق نگردد صائب از دیدار سیر

کز طمع سیری نباشد کاسه دریوزه را

بازگشت به سروده‌های صائب