غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دردمندی سر به گردون می رساند آه را

می فزاید پیچ و تاب این رشته کوتاه را

۲

قطع صحرای عدم را عمر جاویدان کم است

من به جان بی نفس چون طی کنم این راه را؟

۳

در به روی طالب حق می شود از ذکر باز

نیست جز این حلقه دیگر حلقه آن درگاه را

۴

باعث افزایش روشن ضمیران کاهش است

کز شکست خویش باشد مومیایی ماه را

۵

می شود چشم من حیران هم از دیدار سیر

از تهی چشمی اگر یوسف برآرد چاه را

۶

پیش ازین صائب دلم در قید حب جاه بود

ریشه کن کرد از دل من عشق، حب جاه را

بازگشت به سروده‌های صائب