جامه آزادگی چالاک باشد سرو را
جیب و دامن فارغ از خاشاک باشد سرو را
این شعر درباره آزادی و ویژگیهای آن صحبت میکند. شاعر با استفاده از تمثیل سرو، به آزادگی و دل پاک اشاره میکند و میگوید که انسان آزاد باید از هر گونه آلودگی و خاشاک دور باشد. آزادی به انسان نیرویی میدهد تا بر مشکلات غلبه کند و همواره در دل، سرسبز و شاداب بماند. شاعر به زیبایی و رهایی از قید و بندها میپردازد و میگوید که عشق و زیبایی واقعی در آزادگی نهفته است. همچنین، او بر این نکته تأکید دارد که افراد باید از وابستگیها و زنجیرهای اجتماعی رها شوند تا بتوانند به زندگیای سرشار از نشاط و شادابی دست یابند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جامه آزادگی چالاک باشد سرو را
جیب و دامن فارغ از خاشاک باشد سرو را
رخت زنگاری بهار بی خزان دیگرست
دل چو از زنگ کدورت پاک باشد سرو را
بی بری دارالامان مردم آزاده است
کی دل از بی حاصلی غمناک باشد سرو را؟
می توان بر سرکشان غالب شد از آزادگی
آب با آن منزلت در خاک باشد سرو را
سرد مهری نوبهار مردم آزاده است
در خزان سرسبزی افلاک باشد سرو را
از رعونت صاحب معراج می گردد جمال
همچو گل چندین گریبان چاک باشد سرو را
همت از خاکی نهادان جو که با آن سرکشی
قوت نشو و نما از خاک باشد سرو را
از علایق خط آزادی ندارد هیچ کس
دام ها از ریشه زیر خاک باشد سرو را
بست طوق بندگی راه نفس بر قمریان
دست تا کی در بغل ز امساک باشد سرو را؟
دار و گیر حسن از عشق است در هر جا که هست
طوق قمری حلقه فتراک باشد سرو را
زخم شمشیر حوادث موج آب زندگی است
تازه رویی از دل صد چاک باشد سرو را
باد با آن سرکشی، یک عاشق سر در هوا
آب یک دیوانه بی باک باشد سرو را
دامن برچیده صائب دور باش آفت است
از خس و خاشاک، دامن پاک باشد سرو را