غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

تر نسازد گریه های ابر نیسانی مرا

جوهر دیگر بود در گوهرافشانی مرا

۲

چون نباشم یک سر و گردن بلند از آفتاب؟

می کند زخم تو بر گردن گریبانی مرا

۳

گر نمی شد دانه خال تو خضر راه کفر

سبحه می انداخت در دام مسلمانی مرا

۴

در قیامت هم نخواهم از عتابش شکوه کرد

زین زبان بندی که کرد آن چین پیشانی مرا

۵

عشق تا دست نوازش بر سر دوشم کشید

عمر چون کاکل به سر شد در پریشانی مرا

۶

از هوا گیرد خطر را کشتی من چون حباب

هر نسیمی می تواند کرد طوفانی مرا

۷

ظاهرم گو جلوه گاه صورت دیبا مباش

بس بود آیینه سان تشریف عریانی مرا

بازگشت به سروده‌های صائب