کو می گرمی که در جوش آورد خون مرا؟
چون شفق سازد فلک پرواز گلگون مرا
این شعر حاکی از احساسات عمیق و ناامیدی شاعر است. شاعر از دردی عاطفی و بحران درونی سخن میگوید که با شدت بر او تأثیر گذاشته و سبب بروز احساساتی مانند اندوه و سرخوردگی شده است. او به ارتباط میان جوش و خروش احساساتش و تأثیرات بیرونی اشاره میکند و از تضاد میان وضعیت فعلیاش و آرزوها و خواستههایش مینویسد. همچنین، اشارهای به انتقام و حقایق موجود در دنیای پیرامونش دارد که نشاندهندهی پیچیدگی و دردهای زندگی است. بهطور کلی، این شعر تجلی احساساتی است که از غم، ناتوانی و تضادهای درونسازمانی ناشی میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کو می گرمی که در جوش آورد خون مرا؟
چون شفق سازد فلک پرواز گلگون مرا
از محک افزون شود قدر زر کامل عیار
سرکشی از سنگ طفلان نیست مجنون مرا
پخته شد از گوشه عزلت شراب نارسم
خم برون آورد از خامی فلاطون مرا
معنی نازک نباشد ایمن از عین الکمال
نیل چشم زخم باشد لفظ، مضمون مرا
بی گناهی می کشد از قاتل خود انتقام
چون حنا پامال نتوان ساختن خون مرا
سخت تر گردد گره هرگاه صائب تر شود
نیست ممکن می گشاید جان محزون مرا