مشکل است از کوی او قطع نظر کردن مرا
ورنه آسان است از دنیا گذر کردن مرا
حافظ در این شعر به عشق و وابستگی عمیق خود به محبوب اشاره میکند. او میگوید که جدایی از محبوبش برایش بسیار سخت است و حتی گذر از دنیا را آسانتر از این میداند. دلش به خاطر عشقش عواطف و دردها را تحمل میکند، ولی تاوان این عشق را نیز باید بدهد. حافظ به زیباییهای دنیای عشق و چالشهای آن اشاره میکند و نشان میدهد که برای به دست آوردن عشق، باید سختیها را تحمل کند. در نهایت، او به درد فراق و عدم امکان فراموشی محبوبش میپردازد و میگوید که حتی در بیابان نیز با چشمان بسته به یاد او سفر خواهد کرد. این شعر مملو از احساسات عاشقانه و اندوه ناشی از عشق است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مشکل است از کوی او قطع نظر کردن مرا
ورنه آسان است از دنیا گذر کردن مرا
بال من در گرد سر گردیدن گل ریخته است
از مروت نیست زین گلشن به در کردن مرا
نیست در کالای من چون آب روشن پشت و روی
چیست یارب مطلب از زیر و زبر کردن مرا؟
گرچه از شیشه است نازک تر دل بی صبر من
سینه پیش سنگ می باید سپر کردن مرا
پیش گل چاک گریبان باز کردن زود بود
شرم می بایست از مژگان تر کردن مرا
در شکرزاری که موران کامرانی می کنند
نیست از انصاف محروم از شکر کردن مرا
دل چه باشد تا ز من باید به پنهانی ربود؟
آخر ای بی درد، بایستی خبر کردن مرا
با چنین سامان حسن ای غنچه لب انصاف نیست
از برای بوسه ای خون در جگر کردن مرا
من که با یاد تو دنیا را فرامش کرده ام
از مروت نیست از خاطر به در کردن مرا
در بیابانی که از نقش قدم بیش است چاه
با دو چشم بسته می باید سفر کردن مرا
از صدف صد پرده صائب کار من نازکترست
آب تلخ و شور می باید گهر کردن مرا