غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

عشق خونگرم از محبت کرده ایجاد مرا

آهوان از چشم نگذارند صیاد مرا

۲

گر‌چه من چون غنچه دارم مُهر خاموشی به لب

نَکهتِ گل می‌کند تفسیر، فریاد مرا

۳

کارها را کارفرما آب و رنگی می‌دهد

ور‌نه جوی شیر زنّاری است فرهاد مرا

۴

صیدِ لاغر‌دام با خود دارد از پهلوی خویش

حاجتِ دام و کمندی نیست صیاد مرا

۵

قطره‌ای هم در سوادِ دیده‌اش می‌بود کاش

اینقدر آبی که در تیغ است جلاد مرا

۶

صبرِ من در بی قراری‌ها قیامت می‌کند

ورنه می‌گیرد ازو خط، عاقبت داد مرا

۷

از ادب صائب خموشم، ورنه در هر وادیی

رتبهٔ شاگردی من نیست استاد مرا

بازگشت به سروده‌های صائب