با زمینگیری به منزل میرسانم خلق را
در بیابانِ طلب سنگِ نشانم خلق را
در این شعر، شاعر به بیان احساسات و وضعیت خود میپردازد. او میخواهد مردم را به خوبی و نیکی برساند و در این راه تلاش میکند. او خود را به مانند زنبور عسل توصیف میکند که با وجود دردی در دل، شیرینی و محبت را به دیگران منتقل میکند. همچنین به این نکته اشاره دارد که زندگی و تمایلات او از خودخواهی به دور است و هدفش رفع نیازها و دردهای دیگران است. با استفاده از تشبیهات مختلف، او نشان میدهد که در تلاش است تا دیگران را از موانع و مشکلات نجات دهد و به سمت شادی و آرامش هدایت کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
با زمینگیری به منزل میرسانم خلق را
در بیابانِ طلب سنگِ نشانم خلق را
سینهٔ بی کینهای دارم که چون زنبورِ شهد
میشود شیرین دهان از کسرِ شأنم خلق را
میکنند از من تهی پهلو چو تیغِ آبدار
گرچه از طبعِ روان، آبِ روانم خلق را
این گرانجانان سزاوارِ سبکباری نیند
ورنه از یک ناله از خود میرهانم خلق را
نیست از یوسف بجز حسرت نصیبِ مفلسان
از بهای خویش بر خاطر گرانم خلق را
چون شرابِ تلخ، صائب نیست بیکیفیتی
حرفِ تلخی کز نصیحت میچشانم خلق را