آه باشد بِه ز زلفِ عنبرین عشاق را
اشک باشد بهتر از دُرِّ ثمین عشاق را
این شعر به توصیف عشق و ویژگیهای آن میپردازد. شاعر به زیباییهای عشق اشاره کرده و میگوید که هرچند عشق ممکن است درد و رنج به همراه داشته باشد، اما همین درد و داغ برای عاشقان دلنشین است. او به تفاوت بین ظاهرو باطن میپردازد و میگوید که بسیاری از افراد ممکن است در جستجوی نام و نشانی از عشق باشند، در حالی که عشق واقعی عمیقتر و نابتر از این چیزهاست. همچنین، اشاره میکند که کسانی که به عشق واقعی پی میبرند، با وجود سختیها و کمبودها، احساس خوشبختی و زیبایی میکنند. در نهایت، به عمیق بودن و ارزش واقعی عشق اشاره میکند که فراتر از تجربیات سطحی و گذراست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آه باشد بِه ز زلفِ عنبرین عشاق را
اشک باشد بهتر از دُرِّ ثمین عشاق را
آبِ حیوان است خوی آتشین عشاق را
آیهٔ رحمت بود چینِ جبین عشاق را
میکند ز آتش سمندر سیرِ گلزارِ خلیل
درد و داغِ عشق باشد دلنشین عشاق را
آنچنان کز چشمه سنبل شستهرو آید برون
پاک سازد دیدههای پاکبین عشاق را
از تهیچشمی بود عرضِ گهر دادن به خلق
ورنه دریاها بود در آستین عشاق را
غافلان گر در بقای نام کوشش میکنند
ساده از نام و نشان باشد نگین عشاق را
کوتهاندیشان قیامت را اگر دانند دور
نقد باشد پیشِ چشمِ دوربین عشاق را
گرچه از نقشِ قدم در ظاهرند افتادهتر
توسنِ افلاک باشد زیرِ زین عشاق را
آسانسیران نمیبینند صائب زیرِ پا
نیست پروای غمِ رویِ زمین عشاق را