غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نوشِ این غمخانه در دنبال دارد نیش را

شکوه‌ای از تلخکامی نیست دوراندیش را

۲

سوزِ دل از دست می‌گیرد عنانِ اختیار

شمع نتواند گره زد اشک و آهِ خویش را

۳

خالِ مشکین است ازان سیبِ ذَقَن ظاهر شده؟

یا شبِ قدری است گِرد آورده نورِ خویش را

۴

حاصلی غیر از جگرخوردن ندارد راستی

نان به خون تر می‌شود صبحِ صداقت‌کیش را

۵

پیشِ پای فکرِ رنگین هیچ راهی دور نیست

چون حنا یک شب به هندستان رساند خویش را

۶

می‌رود از کوته‌اندیشی به استقبالِ مرگ

بی ضرورت می‌دواند هر که اسبِ خویش را

۷

گر‌چه می‌سازند خود را دیگران در خانه جمع

گم کند در خانهٔ آیینه خودبین خویش را

۸

پاسِ همراهانِ کاهل سنگِ راهِ من شده است

ور‌نه صائب من به منزل می‌رساندم خویش را

بازگشت به سروده‌های صائب