غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چند بتوان خاک زد در چشم، عقل و هوش را؟

یا رب انصافی بده آن خطِ بازیگوش را

۲

کارِ من با سرو‌بالایی است کز بس سرکشی

می‌شمارد حلقهٔ بیرونِ در، آغوش را

۳

از جهانِ بی‌خودی پایِ تزلزل کوته است

نیست پروای قیامت عاشقِ مدهوش را

۴

زیرِ گردونِ سبک‌جولان چه عاجز مانده‌ای؟

می‌توان برداشتن از جوشی این سرپوش را

۵

روزگاری شد ز جوشِ گفتگو افتاده‌ام

کیست صائب تا به حرف آرد منِ خاموش را؟

بازگشت به سروده‌های صائب