شد غرورِ حسن از خط بیش آن طناز را
بوی این ریحان گرانتر کرد خوابِ ناز را
این شعر به بررسی احساسات و تضادهای انسانی میپردازد. شاعر از غرور و زیبایی بیان میکند که چگونه حسرت و آرزو برای عشق و رستگاری در دل زاهدان و گوشهنشینان وجود دارد. او به جستجوی حقیقت و بال پرواز اشاره میکند، و از رسوایی بویی که از گل منتشر میشود سخن میگوید. همچنین به اختلالاتی که عشق و عقل در زندگی انسانها ایجاد میکنند، اشاره میکند و در نهایت از خاموشی و سادگی سخن میگوید که میتواند به رازهای جدیدی منجر شود. شعر حس عمیق و تفکر فلسفی را در مورد عشق، زندگی و جستجوی حقیقت منتقل میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شد غرورِ حسن از خط بیش آن طناز را
بوی این ریحان گرانتر کرد خوابِ ناز را
انتظارِ صید دارد زاهدان را گوشهگیر
نیست از سیری، ز دنیا چشمبستن باز را
در هوای رستگاری نیست بالافشانیم
میکنم از بال بیرون قوّتِ پرواز را
آنچنان کز برگِ گل گردید رسوا بوی گل
پردهٔ بسیارِ من بیپرده کرد این راز را
از هدف گردِ خدنگِ گرمرو ظاهر شود
هست خاکستر ز دلها شعلهٔ آواز را
نیست پروا عشق را از نخوتِ اربابِ عقل
مستیِ کبکان فزاید جرأتِ شهباز را
کرد صائب عیبجویان را به کمحرفی خموش
از خموشی شمع میبندد دهانِ گاز را