غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

خوب دارد زاهدِ شیاد، داروگیر را

دامِ دردانه است پنهان سبحهٔ تزویر را

۲

در نشاط و خرمی، غافل نمی‌جوید سبب

زعفران حاجت نباشد خندهٔ تصویر را

۳

نفسِ قابل را دمِ گرمی به اصلاح آورد

راست سازد گوشهٔ چشمی به یکدم تیر را

۴

لال خواهی خصم را، گردآوری‌‌ کُن خویش را

کاین سپر دندانه می‌سازد دمِ شمشیر را

۵

گردنِ رعنا غزالان را کند خط چربِ نرم

نی به ناخن می‌کند مورِ ضعیفی شیر را

۶

نیست مجنونِ مرا پروایی از بندِ گران

آب سازد آتشِ سودای من زنجیر را

۷

روی خاک از سایهٔ دستش نگارین گَشته بود

پیشتر زان کز نیام آرد برون شمشیر را

۸

چرب‌نرمی کن که بارانِ ملایم می‌کند

چون گلِ بی‌خار صائب خارِ دامنگیر را

بازگشت به سروده‌های صائب