غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

سر به گردون می‌دهم این آهِ پُر تأثیر را

می‌زنم آتش به سقف این خانهٔ دلگیر را

۲

حالتِ فرهاد و کارش روشن است از جوی شیر

می‌توان در زخمدیدن جوهرِ شمشیر را

۳

با شرابِ کهنه زاهد ترشرویی می‌کند

کو جوانمردی که سازد کارِ این بی‌پیر را

۴

بیستون را کرد شیرین‌کاریِ ما روسفید

ما به ناخن تازه رو داریم جویِ شیر را

۵

صائب از خاکِ سیاهِ هند کی بیرون رود؟

بشکند کی مور لنگی این طلسم قیر را؟

بازگشت به سروده‌های صائب