غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

عشق کو تا گرم سازد این دلِ رنجور را

در حریمِ سینه افروزد چراغِ طور را

۲

حیرتی دارم که با این نشأه سرشارِ عشق

دار چون بر دوشِ خود دارد سرِ منصور را

۳

چند از هر کوکبی نیشی به چشمِ من خورد؟

وقت شد کآتش زنم این خانهٔ زنبور را

۴

ای مسیحا از علاجم دست کوته‌کن که نیست

صندلی از لای خُم بهتر سَرِ مخمور را

۵

چون ز دل آمد غبارِ خطِ مشکینِ ترا؟

کز نظر پنهان کند دلخوش‌کنِ صد مور را

بازگشت به سروده‌های صائب