غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نالهٔ من می‌زند ناخن به دل ناهید را

گریهٔ من تازه رو دارد گلِ خورشید را

۲

خطِ آزادی است از اهلِ طمع، بی حاصلی

عقدهٔ پیوند در دل نیست سرو و بید را

۳

نامِ شاهان از اثر در دور می‌باشد مدام

جام می دارد بلند، آوازهٔ جمشید را

۴

کوکبِ اقبال و دولت شوخ‌چشم افتاده است

مشرقِ دیگر بود هر صبحدم خورشید را

۵

دوربینی کز مآلِ شادمانی آگه است

تیغِ زهرآلود می‌داند هلالِ عید را

بازگشت به سروده‌های صائب