غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دل چِسان پیچد عنانِ آهِ دردآلود را؟

زآتشِ سوزان عنانداری نیاید دود را

۲

تشنگی در خواب ممکن نیست کم گردد ز آب

نیست سیرابی ز خون آن چشمِ خواب‌آلود را

۳

از نصیحت خشکیِ سودا نگردد بر‌طرف

برنیارد آتشِ سوزان ز خامی عود را

۴

مردمِ کم‌مایه را اسراف برقِ خرمن است

حفظ کن از پوچ‌گویی‌ها دَمِ معدود را

۵

وقتِ بی‌برگی شود گوهرفشان از اشک، تاک

تنگدستی مانعِ ریزش نگردد جود را

۶

حلقهٔ خط، چشمِ حیران شد به دورِ عارضش

آه ازین آتش که در زنجیر دارد دود را

۷

سبز گردد از بناگوشِ بتان پیش از ذَقَن

خطِ عنبرفام، حسنِ عاقبت محمود را

۸

شیشهٔ خشک است صائب در مذاقش آبِ خضر

هر که بوسیده است لب‌های شراب‌آلود را

بازگشت به سروده‌های صائب