غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

جنّتِ در‌بسته سازد مُهرِ خاموشی ترا

چهره زرّین می‌کند چون به، نمدپوشی ترا

۲

حلقهٔ ذکرِ خدا گردد لبِ خاموشِ تو

گر شود توفیق از مردم فراموشی ترا

۳

خانه‌داری، در گذارِ سیل لنگر‌کردن است

می‌شود حِصنِ سلامت، خانه‌بر‌دوشی ترا

۴

هوشمندی می‌برد بیرون ترا از آب و گِل

می‌نماید صورتِ دیوار، بیهوشی ترا

۵

گوش اگر داری درین بستانسرا هر غنچه‌ای

می‌کند با صد زبان تلقینِ خاموشی ترا

۶

غافلی چون رشته کز سیمین‌برانِ روزگار

رنجِ باریک است حاصل از هم‌آغوشی ترا

۷

خنده چون مینای می کم کن که چون خالی شدی

می‌گذارد چرخ بر طاقِ فراموشی ترا

۸

آنچنان کز خار آتش را فزاید سرکشی

بیش شد رعناییِ نفس از خشن‌پوشی ترا

۹

هوشیاری زنگِ غفلت می‌برد صائب ز دل

دل سیه چون لاله می‌گردد ز می‌نوشی ترا

بازگشت به سروده‌های صائب