غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بوی پیراهن دلیلِ راه شد یعقوب را

هست از طالب فزون دردِ طلب مطلوب را

۲

کاه را بال و پرِ پرواز گردد کهربا

نیست در دست اختیاری سالکِ مجذوب را

۳

حسن را از دیده‌های پاک نبود سرکشی

می‌کشد آیینه بیمانع به بر محبوب را

۴

بوته خاری است جنت محو دیدار ترا

سیر‌چشمی می‌کند مکروه هر مرغوب را

۵

بی‌قراری می‌شود بال و پرِ موجِ خطر

نیست جز تسلیم لنگر، بحرِ پر آشوب را

۶

دید تا دردِ گران‌سنگِ منِ بی صبر را

شد زبانِ شکر امواجِ بلا ایوب را

۷

از شکستن می‌شود پوشیده در دل رازِ عشق

پاره کردن می‌کند سربسته این مکتوب را

۸

پیشِ روشن‌گوهران یک جلوه دارد خار و گل

کی کند صائب تمیز آیینه زشت و خوب را؟

بازگشت به سروده‌های صائب