غوطه در دریا دهد آتشعنانی آب را
رزقِ خاکِ مرده میسازد گرانی آب را
این متن شامل اشعاری است که به مضامین مختلفی از جمله تاثیر آب، زندگی و مشکلات انسانی میپردازد. در این اشعار، آب نه تنها نماد حیات و باروری است، بلکه به برخی از دشواریها و چالشهای زندگی نیز اشاره میکند. شاعر به نوعی تأکید میکند که چگونگی تعامل با آب — چه از نظر فیزیکی و چه از نظر روحی — میتواند بر زندگی انسانها تأثیر بگذارد. شخصیت شاعر با دعوت به نرمی و ترزبانی، اهمیت حفظ آرامش و مهربانی در برابر سختیهای زندگی را یادآوری میکند. همچنین، به این موضوع اشاره دارد که در مقابل مشکلات، نباید از امید و روشنایی غافل شد. در نهایت، این اشعار به زیبایی و سرزندگی ناشی از وجود آب اشاره میکنند و پیامی از تعادل و فراوانی در زندگی را به همراه دارند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
غوطه در دریا دهد آتشعنانی آب را
رزقِ خاکِ مرده میسازد گرانی آب را
زنگ بندد تیغ چون بسیار مانَد در نیام
مانع است از سبز گردیدن روانی آب را
سرعتِ سیلاب میگردد ز سنگینی زیاد
مانع از رفتن نمیگردد گرانی آب را
صاف کن دل را که بر خار و گلِ این بوستان
حُکمِ جاری باشد از روشنروانی آب را
چربنرمی پیشهٔ خود کن که بر روی زمین
سبز میگردد سخن از ترزبانی آب را
از شکایت نیست گر آهی کشم در زیرِ تیغ
گَرد میخیزد به هر جا میفشانی آب را
تیرهبختی نیلِ چشمزخمِ جانِ روشن است
در سیاهی بیش باشد زندگانی آب را
چشمِ دلسوزی مدار از همرهان روزِ سیاه
کز سکندر خضر مینوشد نهانی آب را
خاکساران، فیض بیش از آبِ رحمت می برند
در زمینِ پست باشد خوشعنانی آب را
نشأه حسن این قَدَر سرشار هم میبوده است؟
میشود صهبا به لب تا میرسانی آب را
سختیِ ایام کرد از کاهلی جان را خلاص
سنگلاخ آورد بیرون از گرانی آب را
خامشان را میشود از غیب پیدا ترجمان
میشود ماهی زبان از بی زبانی آب را
مِی پرستی میرساند خانهٔ تن را به آب
در عمارت ره مده تا میتوانی آب را
می کند کثرت جهان در چشمِ روشندل سیاه
تیره میسازد هجومِ کاروانی آب را
دست نتوان شست صائب زود از روشندلان
در گِره بندد گُهر از قدردانی آب را