به فکر چارهٔ ما هیچ صاحبدل نمیافتد
دل ما دردمندان چشم بیمارست پنداری
در این شعر، گویا شاعر از نداشتن توجه و دلسوزی افرادی که میتوانند به کمک بیایند، گلایه دارد. او احساس میکند که درد و رنج او و دیگران نادیده گرفته شده و کسی به فکر حل مشکلات آنها نیست. دل او و دیگر دردمندان بیمار و پر از غم است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به فکر چارهٔ ما هیچ صاحبدل نمیافتد
دل ما دردمندان چشم بیمارست پنداری