بر نمیخیزد به صرصر نقشم از دامان خاک
وادی امکان ندارد همچو من افتادهای
در این جملات شاعر به این موضوع اشاره میکند که از خاک برخاستن و تجلی پیدا کردن در دنیای امکان برای او امکانپذیر نیست و او به نوعی در مرتبهای پایینتر از آنچه که میخواهد، افتاده است. به بیان دیگر، او احساس میکند که نمیتواند از وضعیت فعلیاش فراتر رود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بر نمیخیزد به صرصر نقشم از دامان خاک
وادی امکان ندارد همچو من افتادهای