گرد سفر ز خویش فشاندند همرهان
تو بیخبر هنوز میان را نبستهای
در این شعر، شاعر به سفر و جدایی دوستان اشاره میکند و به کسی دیگر میگوید که او هنوز از این جدایی بیخبر است و در عالم خود غرق شده است. به نوعی، شاعر حس میکند که دیگران به سمت مقصد خود رفتهاند، در حالی که او یا کسی دیگر هنوز در گذشته و دنیای خود مانده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گرد سفر ز خویش فشاندند همرهان
تو بیخبر هنوز میان را نبستهای