بیگانگی ز حد رفت، ساقی می صفاده
ما را ز خویش بستان، خود را دمی به ما ده
در این بیت، شاعر از احساس بیگانگی و دوری صحبت میکند. با اشاره به ساقی، از او درخواست میکند که به او و دیگران لحظهای از خود را بدهد و آنها را از این حس دوری نجات دهد. به نوعی، خواستهاش احیای ارتباط و نزدیکی به خویشتن است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بیگانگی ز حد رفت، ساقی می صفاده
ما را ز خویش بستان، خود را دمی به ما ده