سر بر تن من نیست ز آشفته دماغی
زان دم که سبوی میم از دوش فتاده
این بیت شعر به این معنی است که سر من بر تنم نیست و من دچار آشفتگی ذهنی هستم. این آشفتگی از زمانی آغاز شده که جام می بر دوشم افتاده است. در کل، شاعر احساس بیقراری و ناپایداری را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سر بر تن من نیست ز آشفته دماغی
زان دم که سبوی میم از دوش فتاده