ز پیری میکند برگ سفر یک یک حواس من
ز هم میریزد اوراق خزان آهسته آهسته
در این شعر، شاعر به تجربه پیری و زوال حواس خود اشاره میکند. او احساس میکند که با گذر زمان، همچون برگهای پاییزی که میریزند، حسهایش نیز به تدریج کمرنگ و از بین میروند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز پیری میکند برگ سفر یک یک حواس من
ز هم میریزد اوراق خزان آهسته آهسته