مشرق خمیازه میسازد دهن را حرف پوچ
مستی بی درد سر خواهی، لب پیمانه شو
شعر دربارهی شروع یک روز جدید و حس خستگی است که با طلوع آفتاب به وجود میآید. همچنین به اهمیت خوشگذرانی و لذت بردن از لحظات زندگی اشاره دارد. به نوعی، دعوت به زندگی بدون نگرانی و پذیرش شادیهاست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مشرق خمیازه میسازد دهن را حرف پوچ
مستی بی درد سر خواهی، لب پیمانه شو