چو غنچه دست و رخی تازه کن به شبنم اشک
نشسته روی به دیوان صبحگاه مرو
در این ابیات شاعر به تصویرگری زیبایی از عشق و جوانی میپردازد. او از معشوق میخواهد که همچون غنچهای تازه با اشک شبنم، ظاهری زیبا و شاداب داشته باشد و از او میخواهد که به سحرگاه عشق و امید، توجه کند و از آن دور نشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چو غنچه دست و رخی تازه کن به شبنم اشک
نشسته روی به دیوان صبحگاه مرو