مکرر بر سر بالین شبنم آفتاب آمد
نشد روشن شود یک بار چشم اشکبار از تو
شاعر در این ابیات به زیبایی شبنم و آفتاب اشاره میکند و بیان میکند که هر بار که آفتاب بر بالین شبنم میتابد، چشمهایش که اشکآلود هستند، نتوانستهاند روشن شوند. این مضمون به نوعی بیانگر حسرت و ناتوانی در درک یا دریافت خوشیها و زیباییهای زندگی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مکرر بر سر بالین شبنم آفتاب آمد
نشد روشن شود یک بار چشم اشکبار از تو