نیست یک جبههٔ واکرده درین وحشتگاه
ننهم روی خود از شهر به صحرا چه کنم؟
در این شعر، شاعر به احساس انزوا و بیپناهی خود در یک محیط وحشتناک اشاره میکند. او نمیداند چگونه بین شهر و صحرا تصمیم بگیرد و در واقع، در یک موقعیت دشوار و بیچاره به سر میبرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نیست یک جبههٔ واکرده درین وحشتگاه
ننهم روی خود از شهر به صحرا چه کنم؟