روشندلی نمانده درین باغ و بوستان
با خود مگر چو آب روان گفتگو کنم
در این دو بیت شاعر از فقدان روشنایی و روشنی در باغ و بوستان صحبت میکند و تنها راه مجادله با این تاریکی را گفتوگو با آب روان میداند. این بیان نمادی از جستجوی ارتباط و یافتن معنا در دنیای سرد و خالی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روشندلی نمانده درین باغ و بوستان
با خود مگر چو آب روان گفتگو کنم