نه ذوق بودن و نه روی بازگردیدن
چو خنده بر لب ماتمرسیده حیرانم
در این شعر، شاعر بین احساس شادی و غم در تضاد است. نه میتواند شاد باشد و نه به حالت قبلی خود بازگردد. او در حالی که در اندوه غرق شده، حیرتزده و گیج است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نه ذوق بودن و نه روی بازگردیدن
چو خنده بر لب ماتمرسیده حیرانم