ز راستی نبود شاخههای بی بر را
خجالتی که من از قامت دو تا دارم
شاعر از احساسی خجالتزده صحبت میکند و اشاره دارد که در طبیعت، چیزی که بدون برگ باشد وجود ندارد، مشابه به احساسی که او از قامت خودش دارد. به نوعی، این شعر نمادی از کمبود و نقص است که با احساسات شخصی او ارتباط دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز راستی نبود شاخههای بی بر را
خجالتی که من از قامت دو تا دارم