چو نقش پا گزیدم خاکساری تا شوم ایمن
ندانستم ز همواری فزون پامال میگردم
در این شعر، گوینده به معنای خاکساری و تواضع اشاره میکند و میگوید که با گامگذاری خود به دنبال ایمنی و آرامش است، اما نمیداند که این تلاش او باعث میشود که بیشتر تحت فشار و پایمال قرار گیرد. به عبارتی، او در تلاش برای حفظ خود و تواضع، به مشکلات و سختیها برمیخورد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چو نقش پا گزیدم خاکساری تا شوم ایمن
ندانستم ز همواری فزون پامال میگردم