از بهشت افتاد بیرون آدم و خندان نشد
چون نگریم من که از دلدار دور افتادهام
شعر بیانگر این است که آدم پس از خروج از بهشت خوشحال نیست، زیرا او از معشوق و دلدارش دور شده است. این جدایی او را ناراحت کرده و احساس تنهایی و اندوه را به همراه دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از بهشت افتاد بیرون آدم و خندان نشد
چون نگریم من که از دلدار دور افتادهام