آغوشم از کشاکش حسرت چو گل درید
شاخ گلی ندید شبی در کنار خویش
شاعر در این بیت از حسرت و نداشتن عشق و همراهی سخن میگوید. آغوش او به خاطر احساسات عمیق و دردناک شبیه به گلی که شکفته شده، دچار تزلزل و درد است. او هیچ شاخ گل و زیبایی را در کنار خود نمیبیند و این موضوع احساس تنهایی و ناامیدی او را نمایان میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آغوشم از کشاکش حسرت چو گل درید
شاخ گلی ندید شبی در کنار خویش