ای صبح مزن خندهٔ بیجا، شب وصل است
گر روشنی چشم منی، پردهنشین باش
در این شعر، شاعر از صبح میخواهد که به حجاب و خندههای بیجا نپردازد زیرا شب، زمانی است که به وصال محبوب میرسد. او از محبوب خود میخواهد همانند روشنایی چشمش، در سایه و پنهانی باقی بماند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای صبح مزن خندهٔ بیجا، شب وصل است
گر روشنی چشم منی، پردهنشین باش