نیست از خونابه نوشان هیچ کس جز من به جا
ساغر یک بزم میباید مرا تنها کشید
شاعر در این بیت بیان میکند که جز خودش، هیچ کس از دل درد و رنجهای ناشی از عشق نچشیده است و احساس میکند که باید به تنهایی در یک مجلس شادمانی، جام مینوشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نیست از خونابه نوشان هیچ کس جز من به جا
ساغر یک بزم میباید مرا تنها کشید