از جوانی نیست غیر از آه حسرت در دلم
نقش پایی چند ازان طاوس زرین بال ماند
شاعر در این شعر از حسرت جوانی و خاطرات گذشته سخن میگوید. او تنها در دل خود حسرتی از گذشته دارد و یادآور میشود که فقط رد پاهایی از زیباییها و لذتهای آن دوران در ذهنش باقی مانده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از جوانی نیست غیر از آه حسرت در دلم
نقش پایی چند ازان طاوس زرین بال ماند