جنونی کو که آتش در دل پر شورم اندازد
ز عقل مصلحت بین صد بیابان دورم اندازد
شاعر در این ابیات از احساسات درونی خود سخن میگوید. او به جنونی اشاره دارد که در دلش آتش میافکند و او را به شور و هیجان میآورد. در مقابل، عقل مصلحتاندیش او را به بیابانهای دوری میفرستد، جایی که احساس آزادی و شورش در آن وجود ندارد. به طور کلی، شاعر در تلاش است تا تضاد بین احساسات شدید و عقلانیت را به تصویر بکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جنونی کو که آتش در دل پر شورم اندازد
ز عقل مصلحت بین صد بیابان دورم اندازد