عرق شرم مرا فرصت نظاره نداد
دیده خون میخورد آنجا که نگهبانی هست
شاعر در این بیت به احساس شرم و نگرانی خود اشاره میکند و میگوید که این عرق شرم به او اجازه نمیدهد به اطرافش خوب نگاه کند، و در جایی که نگهبانی وجود دارد، حتی دیده او از تماشای خون آلود میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عرق شرم مرا فرصت نظاره نداد
دیده خون میخورد آنجا که نگهبانی هست