محتسب از عاجزی دست سبوی باده بست
بشکند دستی که دست مردم افتاده بست
این شعر بیانگر این است که محتسب (نگهبان شرع) به دلیل ناتوانی و ضعف، دست کسی را که در حال نوشیدن باده است، بست. شاعر در ادامه میگوید که باید دست کسی شکسته شود که به دیگران ظلم میکند و به آزادی آنها آسیب میزند. به طور کلی، این شعر نقدی است بر محدودیتهایی که بر آزادیها تحمیل میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
محتسب از عاجزی دست سبوی باده بست
بشکند دستی که دست مردم افتاده بست